السيد موسى الشبيري الزنجاني
2292
كتاب النكاح ( فارسى )
اديم بن الحرّ الخزاعى هم با عنوان اديم بن الحرّ كه دركشى ترجمه شده يكى است ، كشى ص 347 عنوان ما روى فى اديم بن الحر ابى الحرّ الحذّاء را ذكر كرده مىگويد : 645 - قال نصر بن الصباح : أبو الحرّ اسمه اديم بن الحرّ و هو حذّاء صاحب ابى عبد الله « عليه السلام » [ يروى نيفاً و اربعين حديثاً عن ابى عبد الله « عليه السلام » ] به نظر مىرسد كه الحذّاء و الخزاعى كه در كتابت بسيار به هم شبيه مىباشند ، يكى تصحيف ديگرى مىباشد . خلاصه به نظر مىرسد كه عناوين مختلف اديم در كتب رجال و اسناد ما همه از آن يك راوى است . ابن حجر در لسان الميزان ج 1 ، ص 512 عبارتى دارد كه نتيجه بحث ما را تأييد مىكند ، وى مىگويد : اديم بن الحرّ الخثعمى بياع الهروى « 1 » روى عن جعفر الصادق ، روى عنه حماد بن عثمان و ذكره الكشى فى رجال الشيعة در نتيجه ، طريق اديم بياع الهروى ( طريق شماره 5 ) معتبر است ، و اين كه مرحوم مجلسى آن را مجهول و در نتيجه ضعيف دانسته ناشى از عدم توجه به اتحاد اديم بياع الهروى با اديم بن الحر الجعفى است كه نجاشى وى را توثيق كرده است ، البته با توجه به فطحى بودن عبد الله بن بكير ، روايت موثقه مىباشد . اگر سهل بن زياد را هم ثقه بدانيم ، سه طريق سهل بن زياد هم ، همانند سه طريق احمد بن محمد خواهند بود . 6 ) خلاصه ارزيابى طرق ششگانه سند : الطريق الاول : صحيحة عندنا ؛ لوثاقة سهل بن زياد عندنا ، و كون المثنى مردداً بين راويين
--> ( 1 ) ظاهراً ابن حجر ، اين ترجمه را از اصل رجال كشى بر گرفته است ، در اين عنوان لقب الخثعمى كه در رجال شيح ديده مىشود ، با بياع الهروى كه در اسناد به كار رفته با يكديگر جمع شده كه اتحاد آن دو را تأكيد مىكند . اطلاعات ذكر شده در اين ترجمه در رجال شيخ طوسى يا ساير كتب رجالى نيامده ، بنابراين نمىتواند كلمه « الكشى » در عبارت ابن حجر مصحّف « الطوسى » - مثلًا - باشد ، بلكه بايد عبارت از اصل رجال كشى باشد .